شاید ندارد بعد از این باید فراموشت کنم![]()
ولی اهسته میگویم خدایا بی اثر باشد![]()
دامان مرا سخت گرفتی که نرو
حالا که دلت به دیگری شد مایل
کفش کج من راست نهادی که برو
رفتم که دگر نظر به کویت نکنم
گر قبله شوی سجده به سویت نکنم
گر دسته گلی بودی فتادی به زمین
صد بار بردارم و بندازم وبویت نکنم
تو میان خوبرویان مثلی به بی وفایی
باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان
روز اول که سرشتند ز گل پیکرشان
سنگ اندر گلشان بود همان شد دلشان
سنگ اندر گلشان بود همان شد دلشان
همیشه خاطرش را شادمان کن
اگر در انتظارش جان سپردم
بقای عمر او را جاودان کن
آه میبینم من تو به اندازهی تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو تنهایم
چه امید عبثی من چه دارم که تو را در خور؟ هیچ
من چه دارم که تورا سزاوار؟هیچ
تو همه هستی من هستی من تو همه زندگی من هستی
