تبليغاتX
»-(¯`v´¯)-»فرزند آتش»-(¯`v´¯)-»

 من مرغ آتشم
 مي سوزم از شراره اين عشق سركشم
 چون سوخت پيكرم
 چون شعله هاي سركش جانم فرو نشست
 آنگاه باز از دل خاكستر
بار دگر تولد من
 آغاز مي شود
و من دوباره زندگيم را
 آغاز مي كنم
پر باز مي كنم
 پرواز مي كنم

 



یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 |

                                                نگو بار گران بودیم و رفتیم

نگو نا مهربان بودیم و رفتین

آخه اینها دلیل محکمی نیست

بگو با دیگران بودیم و رفتیم

 



دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 |
تو به من خنديدي
 و نمي دانستي
 من به چه دلهره از باغچه همسايه
 سيب را دزديم
 باغبان از پي من تند دويد
 سيب را دست تو ديد
 غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
 و تو رفتي و هنوز
 سالهاست كه در گوش من آرام آرام
 خش خش گام تو تكرار كنان
 مي دهد آزارم
 و من انديشه كنان غرق اين پندارم
 كه چرا
 خانه كوچك ما سيب نداشت



شنبه چهارم شهریور 1385 |