تبليغاتX
»-(¯`v´¯)-»فرزند آتش»-(¯`v´¯)-»

یه سنگ قبر بود و یه آدم.....

یه آدم  بود هزار حسرت.....

هزار حسرت بود و یک دنیا خاطره ....

خاطرات تلخ و شیرینی که زندگی دو آدم بود.....

اما دیگه خاطره ای نبود.....

یکی زیر خاک بود و دیگری.......خیلی دیر فهمیده بود....

خیلی یر فهمیده بود که اون کسی که توی زندگیش بوده یک آدم بود

آدمی که احساس داشت

آِدمی که می فهمید....



چهارشنبه هشتم آبان 1387 |