تبليغاتX
»-(¯`v´¯)-»فرزند آتش»-(¯`v´¯)-»
<FONT face="arial, helvetica, sans-serif" size=5><STRONG>۲۶ تیر ماه سال ۱۳۸۴ اولین متن توی این وبلاگ نوشته شد....</STRONG></FONT></P>
<P><STRONG><FONT face=Arial size=3>امروز آخرین اون نوشته میشه</FONT></STRONG></P>
<P><STRONG><FONT face=Arial size=3>فرزند آتش اومده بود که حرف دلش رو بزنه ..... حرف دلش تموم نشد ولی.... ولی دیگه انگیزه نوشتنو مبارزه رو نداشت...... فرزند آتش عاشق پرواز بود.... بال و پرش رو دل مهربونش رو و از همه مهمتر رویای رسیدن به اوج رو ازش گرفتن.....مجوز پرواز صادر شد ولی...... مهلت پرواز تمام شده بود.... بگذریم..... من فرزند آتشم یه روز اینجا شروع کردم به نوشتن .... با کمک خیلی از دوستان خوبم رونق دادم..... ولی .... هر چیزی یه روز تموم میشه ..... فرزند آتش هم به پایان رسید.... با تمام خوبی ها و بدیهاش..... فقط امیدوارم که تو یادها بمونه و تونسته باشه رضایت دوستانش رو جلب کرده باشه..... خلاصه اینکه ما رفتیم ..... نمیدونم تا کی .....حتی نمیدونم که برمیگردم یا نه .... یه روز با انگیزه شروع کردیم تا حرف دلمون رو فریاد بزنیم....امروز فریادمون تو گلومون خفه شد..... عید همه مبارک و خداحافظ </FONT></STRONG></P>

<br>
خيلي وقته از چشام ، بي تو بارون مي باره
دل نا اكيد من، تو رو آرزو داره
دل نااميد من ،‌ تو رو آرزو داره
اي هميشگي ترين ، آه اي دورترين
سوختن كار من است ، نگرانم منشين
راست مي گفتي تو ، ديگر اكنون دير است
دوستي و دوري ، آخرين تقدير است
راست مي گفتي تو ، بايد از عشق بريد
از چنين پاياني به سر آغاز رسيد
شكستي و شكستم ، گسستي و گسستم
چه بودي و چه بودم ، چه هستي و هستم
تو رها از من باش ،‌ اي برايم همه كس
زير آوار قفس ، مانده ام من ز نفس
تو و خورشيد بلند ، من و شب هاي قفس
بعد از اين با خود باش ، ياد تو ما را بس
شكستي و شكستم ، گسستي و گسستم
چه بودي و چه بودم ، چه هستي و هستم



<P><STRONG><FONT face=Arial size=3>فرزند آتش </FONT></STRONG></P>



دوشنبه یکم آبان 1385 |